جایگاه علم و عالم در اسلام‌


به جرات می‌توان چنین گفت که در میان ادیان و فرق مختلف، هیچ کدام به اندازه اسلام بر اهمیت جایگاه علم و عالم تاکید نکرده است. تاکید بر فراگیری علم تا بدانجا بوده است که در فرآیند یادگیری و علم‌آموزی حسد ورزیدن و چاپلوسی کردن نیز مجاز شمرده شده است. در مکتب اسلام به همان مقدار که جهل و جهالت مورد نکوهش واقع شده، علم و عالم بودن مورد تحسین و تاکید قرار گرفته است.

تعبیر «الجهل موت» (آمدی،1378،ص 202) یکی از زیباترین تعابیری است که حضرت علی (ع) در ذم جهل به کار برده‌اند. از نگاه ایشان فرد جاهل همچون مرده‌ای در میان زندگان است.

از سوی دیگر ایشان ریشه بسیاری از دشمنی‌ها را در فقدان آگاهی دانسته و می‌فرمایند: «الناس اعداء ما جهلوا: مردم آنچه را نمی‌دانند با آن دشمنند» (همان تعلیم و تربیت -آموزه های ادیان - ، ص202) و در جای دیگر چنین می‌فرمایند که «دشمنی نکنید با آنچه نمی‌دانید که بیشترین دانش در همان است که شما نمی‌دانید.» (همان تعلیم و تربیت -آموزه های ادیان - ، ص212) احادیث بسیاری همچون «اطلب العلم من المهد الی اللحد » (پاینده،1374،ص 218)، «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه» (همان تعلیم و تربیت -آموزه های ادیان - ،ص 557) و... همگی نشان از توجه خاص اسلام به مقوله علم و علم‌آموزی است. 

اما در این میان احادیثی وجود دارد که باید با نگرشی عمیق و دقیق‌تر بدان‌ها نظر افکند. در اینجا ما به تعدادی از آنها اشاره و سپس نکاتی درخصوص آنها ذکر می‌کنیم:

 

1- پیامبراکرم (ص): اطلبوا العلم و لو بالصین (همان تعلیم و تربیت -آموزه های ادیان - ، ص 217)‌

 

2-‌ حضرت علی: الحکمه ضاله المومن فخذوها و لومن افواه المنافقین (آمدی،1378، ص285)

 

3- حضرت علی: فخذ الحکمه و لو من اهل النفاق (نهج البلاغه، قصارالحکم 80 )‌

 

4- حضرت علی: خذ الحکمه و لو من المشرکین (فرید، 375، 1366)‌

 

5- حضرت علی: خذ الحکمه و لو من اهل الضلال (همان تعلیم و تربیت -آموزه های ادیان )‌

 

ذکر چند نکته در مورد احادیث فوق‌

الف: مسلما یکی از نکات قابل تامل درباره احادیث فوق تاکید بر آموختن علم و حکمت از غیرمسلمانان است. کثرت احادیثی شبیه احادیث فوق که به زعم مرحوم مطهری تعداد آنها به 20 حدیث می‌رسد نشان می‌دهد که نباید این نکته را نادیده گرفت.

ب: تاکید بر فرا گرفتن علم و حکمت از گمراهان، مشرکان و منافقان دلالت بر این امر می‌کند که آنچه مهم است، خود حقیقت است نه ناقل و حامل آن. از این رو در اسلام بر این نکته بسیار تاکید شده است که به سخنان افراد بدون در نظر گرفتن موقعیت و کسوت آنها گوش داده و بهترین آن را انتخاب نمایید: بشارت بده به آن بندگان من که گفتار را می‌شنوند و از احسن آن گفتار پیروی می‌نمایند.» (زمر آیه 18)‌

ج: هرچند میان علم و حکمت تفاوت وجود دارد و از حکمت به عنوان علم حاوی حقیقت تعبیر شده است، ولی با در نظر گرفتن احادیث فوق می‌توان چنین برداشت کرد که علم و حکمت برخلاف آنچه بسیاری گمان می‌کنند در انحصار دین یا فرد خاصی نیست. اصل عدم انحصاری بودن علم و حکمت نشان از این مساله دارد که علم و حکمت را می‌توان و باید از افرادی چون گمراهان، مشرکان و حتی منافقین نیز آموخت، منافقینی که شدیدترین کیفرها در قرآن برای آنها در نظر گرفته شده است.

د: در نهایت با اندک تاملی در باب احادیث فوق می‌توان چنین نتیجه گرفت که نوع علمی که در فرا گرفتن از گمراهان، مشرکان و منافقان مورد تاکید واقع شده بدون شک از جنس الهیات و علم دین نخواهد بود؛ بلکه آنچه اهمیت دارد علم بما هو علم و حکمت بما هو حکمت است. 

به تعبیر بزرگی، هنگامی که پیامبر تاکید می‌کند در طلب علم باشید هرچند آن علم در چین یافت شود، مسلما مقصود از آن علم، علم الهیات نبوده زیرا در آن زمان مدینه خود گنجینه معارف الهی بوده است. از سوی دیگر به تعبیر مرحوم مطهری، اسلام هیچ‌گاه در فرا گرفتن علم، نوع و حدود آن را مشخص نکرده و بر آموختن یا نیاموختن علمی اصرار و تاکید نکرده است (مطهری،1377)‌.

بروز رسانی شده در : سه شنبه 15 تیر 1395 01:09 ق.ظ
تاریخ ارسال : سه شنبه 15 تیر 1395 12:59 ق.ظ نویسنده : روح الله دوستی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


  • آرشیو ماهانه Monthly Archive

  • صفحات اضافی Static Pages

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات